قهرمان ميرزا عين السلطنه
1539
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
1320 سفرنامهء همدان 17 ربيع الاول - 8 ربيع الثانى 1320 سهشنبه 17 شهر ربيع المولود سنهء 1320 - اوايل سرطان يك ساعت و نيم به غروب مانده به عزم رفتن به همدان و ملاقات بيچارههاى مصيبتزده سوار اسب قزل جهانشاه خانى شده از شهر و باغات گذشته سربالا شديم . فوت مادر خداوند هيچ بندهاى را اين قسم استقبال نصيب نكند . بعد از اين مدت انتظار آخر مأيوس . بايد با اين حال زار بروم . بعد از فوت و مرگ والدهء محترمه ديگر زندگانى ما سخت و صعب و عيش و راحتى و آزادى يكباره بر طرف شد . خداوند او را رحمت كند . تمام خوشى ما بواسطهء وجود محترم او بود . آن مجمع كه در خانه هميشه داشتيم و آن غمخوارى و نگاهدارى كه از ما مىكرد جبران صدمات و ناملايمات پىدرپى روزگار بود . حال اول بدبختى و صدمهء ما است به هر جهت . من آنچه از حرمان و غصهء اين مصيبت عظمى بنويسم جز اينكه بر غم و ملالتم افزوده مىشود فايده ندارد . ابرى پديد نه كسوفى نه * بگرفت ماه و گشت جهان تارى بارى خيلى مختصر مىروم . زيرا پريروز در خانهء منيع الدوله پسر اسعد الدوله در ركاب حضرت و الا مهمان بوديم تلگرافى كه به قصرشيرين در بودن آقاى عماد السلطنه زده بوديم جوابش رسيد . هفتم ماه آنجا رسيده بودند و اين تلگراف 17 رسيد . ده روز آمده بود و به اعتقاد رئيس تلگرافخانه خيلى زود بوده است . آنها از اين قرار يا همدان يا